پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
127
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
مطلب را براى اطلاع متذكر شدم تا بدانيد در نوشتههاى خود كمال دقت را مىكنم و اين اسامى را كه براى ما نامأنوس است ، وادار مىكنم چند نفر از باسوادهاى محل بنويسند - زيرا در تلفظ اين نامها غالبا از طرف اشخاص اشتباهات زيادى مىشود - و سپس اين نوشتهها را كه معمولا بسيار ناشيانه است ، با يكديگر مطابقه مىكنم تا اسم صحيح را پيدا كنم « 1 » . حبلهرود ده بزرگى است كه انواع ميوه و خوراكى در آنجا پيدا مىشود ؛ منتهى به علت موقعيت خود ، كه در قعر دره مواقع شده و دو طرف آن را كوهستانهاى بلند فراگرفته ، بسيار سرد است . اين ده در كنار همان رودخانه كه در قعر آن جارى است و به قرار اطلاع من حبلهرود ناميده مىشود واقع شده ، و از اينجا مىتوان به اصطلاحات عجيب فارسى پى برد ؛ زيرا حبلهرود نام دهكده و در عين حال رودخانه است . رودخانه با رود تفاوتى ندارد و در حقيقت خانه در اينجا بستر رود را مىرساند و وقتى گفته مىشود رودخانهء حبلهرود ، اسم آن عجيب به نظر مىرسد . « خانه » در زبان فارسى به آخر بسيارى از لغات اضافه مىشود كه معانى مختلفى دارند ؛ مثلا « بارخانه » كه معنى اسباب و اثاثيه مىدهد و « كارخانه » كه دو معنى دارد : يكى به نقاطى گفته مىشود كه در آنجا ابريشم مىبافند يا اجناس ديگرى به قصد فروش و انتفاع تهيه مىكنند و ديگرى محل گذاشتن البسهء مختلف را مىرساند . چنانچه در مسافرت گفته مىشود : كارخانه ، و منظور اسباب و اثاثيه است . در توضيح معنى اول بگويم كه شاه در تمام شهرهاى اصلى كشور داراى كارخانه است و بهعلاوه بزرگان و سركردگان نيز مجازند مالكيت اين كارگاهها را كه در آن استادان به بافتن پارچههاى مختلف ، بهخصوص پارچههاى ابريشمى مشغولند ، داشته باشند و امروزه فروش منسوجات ابريشمى عايدات مهمى نصيب خزانهء ايران مىكند و روىهمرفته طرز تهيهء پارچه و فروش آن همان است كه اكنون در كشور ما نيز بدان عمل مىشود و عدهء زيادى از استادكاران و بازرگانان به اين كار مشغولند . در زبان فارسى خوردن را نيز نه فقط به معنى صرف غذا استعمال مىكنند ، بلكه اين فعل معانى مختلفى مىدهد و در موارد مربوط به آشاميدن و داشتن و كندن و دريافت كردن و بوئيدن و غيره نيز آن را به كار مىبرند ؛ چنانچه گفته مىشود : شراب خوردن و سرما و گرما خوردن و
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده طريق نوشتن اين اسامى را به لاتين توضيح مىدهد تا مخاطب او ، در موقع خواندن آنها ، تلفظ صحيح را نيز درك كند . چون اين قسمت نمىتوانست مورد استفادهء خوانندگان واقع شود ، از ترجمهء آن خوددارى شد . - م .